بی تو بودن

می شود عاشق بود بی آنکه معشوق را دیده باشی، می شود گریست بی آنکه اشکی از چشمانت سرازیر شود، می توان هزاران حرف را بگویی بی آنکه لب بگشایی ،اما نمی توان زنده بود بی آنکه به تو فکر نکرد

/ 3 نظر / 9 بازدید
e

salaam web zibayi darid khosh hal misham be manam sar bezanid

شعله

سلام ...وقت بخیر با عرض تسلیت سید و سالار شهیدان ابی عبدالحسین (ع) این نوشته شما منو یاد این داستان انداخت دونویسنده معروف ابتدای قرن 19 ظوری در نوشته های شان عاشق همدیگر بودند که عوام در خواندنش فقط به وصال می اندیشد ولی ان دو هیچوقت نتونستند همو ببینند زن نویسنده 30 سال بزرگتر بود ومرد جوان ، انقدر در این کتاب از طریق نامه معاشقه کردند که ادم فکر میکنه به هم رسیدند اما زمانی که مرد ظاقت نمیاره وتصمیم میگیره سفر کنه به کشور فرانسه وقتی میرسه بانوی نویسنده چند روز بود که فوت کرده بود .

شعله

البته اونها 14 سال از طریق نامه با هم دوست بودند وهیچوقت همدیگر رو ندیدند