به نام پدر

کاش می توانستم تمام وجود و احساسم را مرکب کنم تا واژه ای را بنویسم که در خور و شایسته نامت باشد"پدر"خوب می دانم که بغضهای  در گلویت ، ناله های خاموش در سینه ات و اشکهای پنهان در غرور مردانه ات را صبورانه تحمل می کنی تا مبادا خمی بر ابروی ما بیاید و تو دل شکسته تر.... افسوس با این که همه اینهارا می دانم باز هم نمی دانمت و....

/ 0 نظر / 12 بازدید