دیوانه

توکه سخن می گویی،کلامت هر چه باشد،برایم آرامش است و احساس.احساس بودن آنچه که نیستم و میخواستم و میخواهم که باشم.گرچه که نشانی ازوصل نیست ولی در لاله لای این سخن گفتن از گسستنها،وصلی از نوع خاص" بودن" و درمعنا "شدن "را می یابم و این یعنی همان منظر دوری که چشم انداز دورش آرامم می کند. درست است که دیوانه شده ام و آن هم از نوع فراتر از زنجیری،ولی هرگز تو را فراموش نکرده ام و باید که با همین خیال هم خوش باشم که هستم ، چرا که هنوز در یاد تو هستم

 

 

 

/ 0 نظر / 8 بازدید