شهر گذشته

من از گذشته می آیم. من ازشهری پر از عاطفه می آیم. من از حقیقتی سرشار از عشق می آیم.آن زمان ، کوجه های شهر ما خاکی بودند،حوض های خونه هامون پر از ماهی بودند.آسمون شهرمون یه عالمه ستاره داشت،....
حالا اسمون شهرمون سیاه شده ،دلامون خالی از عشق و پر از جفا شده. آقا دیوه باز حالا بیدار شده،رستم از جنگ با اون بیزار شده.مارهای دوش ضحاک افعی شدند،چرم کاویانی هم چینی شده....

/ 1 نظر / 13 بازدید
وفا

بازگشت به گذشته را میخواهم . همان گذشته ای که خصلتش سادگی بود بی ریایی پر از عشق های ناب [گل][گل]