گریه شبانه

من از پشت حصار ناباوریهایم به تو رسیدم،باورم کن. من در شرم قحط مهر و عاطفه تو را یافته ام ، پیدایم کن.من در بغض گریه های شبانه ام به تو اندیشیده ام ، کمی هم به من بیندیش.و چه سخت است که به تو بگویم همه دنیای من هستی ،هستیم را پذیرا باش.

/ 2 نظر / 6 بازدید
یخی

هر کسی برای خودش خیابانی دارد. . . کوچه ای. . . کافی شاپی. . . و شاید عطری. . . که بعد از سالها خاطراتش، گلویش را چنگ میزند. . .

زینب سادات

هیچ بارانی رد پای خوبان را از خاطرمان نخواهد شست دوست داشتن خوبان همیشه گفتنی نیست گاه سکوت است گاه نگاه وگاه یک پیام ساده