جفای تو

برای تو می نویسم،افسانه هستی من که هستیم را به یغما بردی و بی بهانه ترکم کردی،برای تو که هرگز اشکهایم را ندیده بودی و وقتی دیدی خندیدی و رفتی،گمان کردی که فراموشم شدی، ولی نه هرگز نتوانستم فراموشت کنم حتی با همه جفایی که در حقم روا داشتی .آرزو می کنم که هرگز و هیچ زمان و هیچ کس به تو جفا نکندو همیشه خنده زینت بخش لیهای قشنگت باشد

/ 4 نظر / 16 بازدید
فرح

چه سخت گرفتی تو شاید یه روزی برگشت شایدم تو رفتی پیش اون نمیشه؟ میشه ولی

فرح

همچینم نیست باز رفتی سراغ معادلات ریاضی؟ عزیزم زندگی جبر و ریاضی و هندسه و منطق و فلسفه سرش نمیشه . دیوونگی ادم هم همین طور که اگه بزنیم به سیم اخر هر غیر ممکنی ممکن میشه . [چشمک]

hamchenan afsane?????

حمیرا

بلا دیدم ازدل خطا دیدم از دل نخواهم دلی را دل غافلی را که شد باعث ناتوانی من جناب اشک بی جواب درسته دل کندن فراموش کردن سخته ولی بستگی داره که کجای این قضیه قرار دارید ایا از روی محبت ترکتون کرده کاری که ثریا با شهریار کرد خب جان هم بذاری کمه ولی اگر نامردی درکار بوده آدم باید ببوسه بذار کنار کسی که فکرت و اینقدر مشغول کرده فقط باید ارزشش و داشته باشه از نوشته ها تون مشخصه شما یک انسان فرهیخته و استاد هستید خودتان بهتر ازمن می دانید کسی که اشک شما را بی جواب گذاشت امیدورام خدا صبر و آرامش به شما بدهد