تب مبهم

در غروبی غم انگیز،

گونه هایم سرخ ، از تبی مبهم

سیبی سرخ,فرو افتاد در دامانم

ماه پیداشد،و گفت:

ساعتها غلط بودند،همه در بستر خواب بودند

بیدار شو،خورشید آمد

تبت از گرمی خورشید است.

سیمایت ، گندمگون

سرنوشت اینک دگرگون

عشق تو را می خواند

بر بلند ای هستی

 

/ 0 نظر / 4 بازدید