گذر زمان

خسته از این گذر زمان شده ام. گویا اگر شادی بخواهد بر این زندگی غم بارم لبخند بزند ،لحظه ای بیش مهمانم نخواهد بود.و غم که میزبان همیشگی من گردیده است.خسته از این زندان زندگی گشته ام . خسته از اینن حصار محبت اغراق آمیز شده ام.نگاهی ساده می خواهم و لبخندی که فقط از آن من باشد، بی هیچ تکلفی و دور از هر ریایی.آه که این لحظات آخر چه سخت می گذرد...

 

/ 2 نظر / 15 بازدید
محدثه

[گل][گل][گل] به من هم سربزن

Pedram

بسیار بسیار زیبا[نیشخند]