مداد رنگی

در اوج نا امیدی کورسویی از امید را مشاهده کردم و خوشحال از این که در این انتهای خط، و پس از عمری انتظار گم شده خود را یافته ام،دنیای خاکستریم را با دستهای لرزانم و مداد رنگی هایی که از کودکی نگه داشته بودم ، رنگ آمیزی کردم، هنوز اشک شوق این شادی از چشمان کم فروغم جاری بود که دریافتم این بار هم اشتباه کردم و اشک حسرت ، عمیق تر از همیشه....

/ 1 نظر / 9 بازدید
sara

سلام وبلاگ شما را ديدم قالب ومطالب قشنگي داشت براي افزايش بازديد وبلاگت مي توني به آدرس زير ثبتش کني تا منم بتونم هر روز بهت سر بزنم محلي که وبلاگتو ثبت مي کني بزرگترين دايرکتوري وبلاگ نويسان است و فوق العاده پر بازديد.