تصویر رویاهایم

وقتی که برایم از گذشته حرف می زنی،شبنم خیس چشمانت من را در غربت نگاهت گم نموده و تنها تصویری از رویاهایم را در آینه دیدگانت می یابم.و تو نمی دانی که چقدر کلامت برایم آرام بخش است.تو زیباترین احساس را با ساده ترین کلمات بیان می کنی و نمیدانی که چه هیمه ای در درونم افروخته ای. تو از او می گویی و من خاموش می شنوم و سر بر گونه می نهم تا نبینی اشک بی جوابم را و ندانی احساس سر خورده از روزگارم را.تنها می توانم برایت آرزو کنم تا او قدر این احساس زیبا را بداند و بفهمد تورا و با یک گل رز پاسخ گوید

/ 4 نظر / 14 بازدید
وفا

چقدر زیبا نوشتید . خیلی عالییییی بود[گل][گل]

فرح

چه تصویری ساختی برای خودت و خودت [گل]

چقد لطیف و شاعرانه بود متن تون . یه جوری که ادم حرفاتونو حس میکنه[لبخند]

زینب سادات

اسلام .شب بخیر امشب کشیکم.خیلی دمغم از این زندگی پر از رنج ومصیبت ما ادما خسته شدم .میدونید پریروز دختر داییم که تازه هنوز ازدواج کرده بود تو یه تصادف فوت کرد.خیلی ناگهانی بود طفلی همون روز داشت میرفت مدرک لیسانس شو از دانشگاه بگیره که متاسفانه اجل مهلت ندادش..همش با خودم میگم واقعا واسه چی ادم بیاد کلی زحمت بکشه بعدم فرشته مرگ یهو بیاد غزل خداحافظی رو بخونه.خلاصه خیلی بهم ریختم.خیلی بنظر شما بعضی وقتا زندگی خیلی علکی نیس؟؟؟؟