من باختم

دیگه دست و دلم به قلم نمیره،دل مرده شدم از بس توی این قمار زندگی باختم و باختم. نه شوری دارم و نه شوقی ولی نمیدونم چرا هنوز امید دارم به این که ...

به کجا رسیدم آخه با این همه که دویدم؟دویدم دنبال زندگی که مال من نبود. دویدم دنبال خاکی که مال من نبود . دویدم دنبال رویایی که مال من نبود.دویدم دنبال نیمه ی گمشده ای که با این که فکر می کردم یافتم ولی سرابی بیش نبود.هذیان می نویسم ، میدونم. و اگه ننویسم چه جور خودمو آروم کنم؟به قول اخوان ثالث «و گر دست محبت سوی کس یازی ، به اکراه آورد دست از بغل بیرون ، که سرما سخت سوزان است .» راستی واقعا این گونه ناجوانمردانه هوا سرد است؟ نه ، دلها سرد است و گرنه ...

آه که عمرم گذشت و من باختم و باختم ...

/ 2 نظر / 15 بازدید

چرا باختن.؟؟ اتفاقا بنظر من شما برنده اید چرا که یه استاد به تمام معنا هستین چرا که در کنار درسای مدرسه درس زندگی و انسانیت به شاگرداتون میدین .واین یعنی برنده بودن حالا اگه به اون عشق واقعی تون نرسیدین اون یه حرف دیکه ست و البته ناکام موندن و نرسیدن عاشق و معشوق بهمدیگه رسم عاشقی یه [قلب]

وفا

باختن رو معنا کردن سخته خیلی سخت ... در حال حاضر احساس میکنم خیلی چیزها رو باختم مهمتر از همه چیز مادرم رو که تنها تکیه گاه عاطفی ام بود . حالا احساس میکنم چقدر خالی ام...