خاکستر وجودم

می خواهم در دریای وجودت غرق شوم با آن که میدانم هیچ ساحلی نجاتی برایم وجود نخواهد داشت.می خواهم در شعله های فروزان نگاهت بسوزم تا جز خاکستر چیزی از من باقی نماند، شاید ، فقط شاید روزی باد خاکسترم را در زیر پایت قرار دهد و تو به یاد آوری  این نارون پیر شکسته را

/ 3 نظر / 24 بازدید
sara

سلام وبلاگ شما را ديدم قالب ومطالب قشنگي داشت براي افزايش بازديد وبلاگت مي توني به آدرس زير ثبتش کني تا منم بتونم هر روز بهت سر بزنم محلي که وبلاگتو ثبت مي کني بزرگترين دايرکتوري وبلاگ نويسان است و فوق العاده پر بازديد.

شعله

واقعا حیفه , به این زیبایی می نویسید. ولی ننویسید!!!!

شعله

تا بوده همین بوده ... ولی خوبه, آدم با نوشتن سبک میشه ... دیگه ما از ائمه کع بالاتر نبودیم ...