دلتنگ

تو میدانی دوست داشتن چیست؟ تو میدانی گم شدن در کوچه و پس کوچه های عاری از محبت و دوستی چه دردی دارد؟میدانی سر بر بالین نهادن و در انتظار یک پاسخ بودن چیست؟ میدانی هر شب در رویا بودن و ترس از صبح شدن چه هراسی دارد؟دل تنگم دوست خوبم، دلتنگ. کاش می شدکه بی پروا اشک بریزم بی آن که کسی از من سوالی کند و نمک بر زخمهای التیام نیافته ام زند.کاش می شد این حصار نا مرئی حجب و حیا را بشکنم و فریاد کنم آنچه را که در اعماق وجودم ریشه دوانیده و نمی توانم بر زبان جاری سازم.کجاست شانه ای که سر بر آن نهم و در گوشش دلتنگیهایم را زمزمه نمایم. کجاست نگاهی که صادقانه مرا به سوی خود بخواند برای آن چه که هستم، نه آنچه که او می خواهد باشم.آری دوست خوبم، دلتنگم، دلتنگ

/ 0 نظر / 17 بازدید