شاخه خشکیده
نویسنده : اشک بی جواب - ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩۱
 

دلتنگ دلتنگم امشب, سراسر درد و رنجم امشب.غنچه های امیدم نشکفته در حال خشک شدن هستند امشب.میل باریدن کرده ام.گویی به جای شاخه های امید,شاخه خشکیده شده غمهایم دوباره میل شکفتن کرده اند.آیا گل رز صورتی قشنگم را دیگر نخواهم دید؟ اگر با اشکهایم شکوفا می شود حاضرم آنقدر بگریم تا او جان بگیرد.بی او زندگیم خاکستریست.میدانم که پر از مهر است پر از عاطفه و عشق است و خوب میدانم که تاب این همه مرارت و سختی را که به خاطر من متحمل شده است ندارد. پائیز رو به اتمام است تنها آرزویم این است که برگی از شاخه افتاده شوم در زیر پایش تا بشکند این آواز غمگین تنهائیم را ،تا بشنود نجواهای آخرین کلامم را که زمزمه می کنم , مهربانم ،ای عزیزترینم تا آخرین نفس مانده در سینه پر از دردم  دوستت دارم.بگویم: اگر میل رفتن کرده ای با من وداع نکن. بگذار که با خیال باتوبودن آسان بمیرم. ( اشک بی جواب )