شیطان
نویسنده : اشک بی جواب - ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٧
 

باز هم تو را می بینم که به سویم می آیی . این بار چه بهانه ای آورده ای ؟ گفتم که دیگر فریبت را نخواهم خورد. دیگر هرگز لحظه ای را که مرا از خود بیرحمانه راندی و دست در دست او رفتی , فراموش نخواهم کرد . تو تجسمیک شیطانی . نه بهتر بگویم تو خود شیطانی . دور شو از من که هنوز اشکهایم بر گونه هایم چاریست ( اشک بی جواب )